تنها در خانه ۳ - تاریخ: 1396/6/5 ساعت: 11:51
امشب هم به پایان رسیدمهدی نبود کلی از غذاها موند بچه خوراکش زیاده خب، و نبودش کاملا احساس میشه فردا روز تنهاییست، صبح باید اقای برادر رو بفرستم مدرسه(اولین باره) بعد تلفنارو قطع کنم بخوابم چون تا صب بعیده که بخوابم:) بعدش اصلا تمایلی ندارم کسی مزاحم خوابم بشه:) به لطف مهدی خان ناهارو شام هم پختنش با...
خواهرانه - تاریخ: 1396/6/5 ساعت: 11:51
پست قبل رو که نوشتم کمی مونده بود که ساعت ۲ بشهنوشتم فردا روز تنهاییست اما تنهایی از دو ساعت بعدش شروع شد حالا دختر مسئولیت پذیر کیست؟ الان عرض میکنم دختری که از ساعت ۳ داره میمیره برای خواب اما میترسه صبح اقای برادرش به هرنحوی(ممکنه به هرحال) خواب بمونه و اون مردن رو تحمل میکنه و تازه میره برای شاز...
مرگ مسخره - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 21:35
در این لحظه به وجود یک نفر نسبتا صمیمی که نمیدونم ویژگی هاش دقیقا چی هست نیازمندم،الاااان+دوباره بعد چند سال داشتم خفه میشدم با غذا! قبلا نون باعث خفگی میشد لقمه هام شد اندازه لقمه های بچه دو ساله امروز با برنج مرگ رو احساس کردم:| خیلی بده ها خیلی، راحت آدم میمیره. بعد یه داداش هم داشته باشی بگه قیا...
پکرانه - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 21:35
دارم آهنگ دیوونه فرزاد فرزین رو گوش میدم، اصلا نمیدونم چی میگه ولی میدونم که ملودیش عذابم میده، در عین حال رو تکراره هه+تناسب اندام، حفظ زیبایی، مراقبت، کوفت، زهرمار، خسته شدم فکر من جاهای دیگس و واقعا داشتن این دغدغه ها الان خیلی اضافی هستن:( +عید غدیر میگن افتتاحیه س هه، یعنی دو تا افتتاحیه داریم؟...
دغدغه های فانتزییی - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 21:35
داشتم اهنگ گوش میدادماس ام اس اومد از طرف اقای پدر که اگه بخوای یک یا دو خواننده برای مراسم معرفی کنی کیو میگی؟ از اتاق اومدم بیرون گفتم بابا اینجوری نوشته اقای برادر گفت عه برای منم فرستاده منم گفتم محمد علیزاده بابک جهانبخش و علی زند وکیلی مامان گفت حامد همایون، گفتیم نچ اقای پدر اس داد چرا حامد ه...
آخیش خواب بود ۲ - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 21:35
تو خواب با استرس بگی کاش خواب باشه کاش خواب باشه کاش... بیدار شی و؟ آخیش خواب بود خواب آروم هم نعمته، که فعلا ازش محرومم:)
با شما هستم - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 21:35
خیلی زشته همینجوری یهو میذارید میرید هایه خداحافظی چیزی،بعد تغییر آدرس حالا اینجا هم نمیای بخونی ولی کلا به صورت پیام عمومی بخوام بنویسم اینجوری باید گفت که نکنید این کارو حس بدیه مواجه شدن یهویی با صفحه ای که موجود نیس
مرد - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 21:35
این عکس رو دیروز رو پروفایل یه بنده خدایی تو گوشی آقای برادر دیدمنمیدونستم کیه اما حدس میزدم عکس یه شهید باشه، گشتمو گشتم تا متوجه شدم بله..... بقیه حرفامو باید قورت بدم:) خیلی خیلی دوس داشتنی هست این عکس جات بهشت باشه... اولین بار بود تو وبم عکس گذاشتم:) هه و شاید آخرین بار
لعنتیییییی - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 21:35
منطقیش اینه که وقتی من از عصر هزار بار تلاش کردم که بنویسم ولی نتونستم هیچ رقمه حالمو در جملات وصف کنم اینجا به هیچ دردی نمیخوره!!!!!!!!!!!!!!! Tags :
قاطی پاتی - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 21:35
تو این روزا باااارها اومدمو نوشتمو پاک کردماز غبطه به مرگ های داوطلبانه ای که بعدش سیاهی نیس، از مسیر نامعلومی که مقابلم هست و درموردش بی نهایت حالم خوب نیستو هیچکس نمیدونه و نمیفهمه، از اینکه چند روزه مدام هندزفری تو گوشمه و...، از وزن هه، از دیوارکشی اونم بلندش دور خودم:))) ، از هاپو جانِ درون، از...
بی قراری - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:41
احوال باب میل نیستمیترسم از اینکه دوباره برگرده حال بدم دارم حسش میکنم...اومدنشو اما من منتظرش نبودم، براش دعوت نامه نفرستاده بودم شاید امشب اشک ها بخوان خودی نشون بدن شاید بی قرارن شاید...
سورپرایز - تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 17:26
سر شب داشتم آش میخوردم و اقای پدر با حالتی اخم آلود گفت بسه دیگهشکل علامت تعجب شده بودم، اخه دفه اولی بود تو عمرم که بابا میگفت بسه و نخور و...این چیزا من هرچقد دلم خواست آش خوردم: وقتی که مامانجون و افسانه رفتن مامان گفت حاضر شید بریم بیرون، گفتم چه خبر؟ گفت شام. یکم سرم درد میکرد اما برای اولین ب
جییییغ - تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 17:26
خداااااا مرسی که انقد خوب شدمرررررسی که بالاخره اتفاق خوب میفته جیییییغ من چقد خوشحالم هوراااااااااااااا ذوق مرگی شبانه وایییییی عروسی اونم از نوع...اصن نمیدونم چی بگم میلاد خیلی بی ذوقی ولی مرسییی که خبر دادی رفتم مامانو از اتاقشون صدا زدم بهش گفتم دعوام کردی که چرا ولی تو اصن نمیفهمی که من الان دا
این روزا - تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 17:26
هه پست قبل شاید تنها نوشته ی من با اون حس بودنمیفهمم اصن چرا انقد ذوق مرگ بودم کلا مزدوج شدن بقیه خوبه +یه بیرونِ خوب با دوست جان،سینما(اکسیدان)،و یه عالمه راه رفتنو خستگی! بعدش درست کردن کیک نسکافه ای! +آراد رو امروز کشتن:( +آخر هفته مسافرت! +کمبود خواب دارم در حد مرگ +چقدر اتفاقا زیادن و چقد حسش ن...
وات نات ۲ دو - تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 17:26
یه مدلی بود،قبلا،تو نوشتندوس تر میداشتمش(نمیدونم واقعا چرا بیشتر دوسش داشتم نه) الان شده تقویم گونه اینش مهم نیس اما اینکه برام دوس داشتنی نیس خیلی مهمه +این چند خط بعد از صد خط نوشتنو پاک کردن حاصل شد هه
3> - تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 17:26
چقد تورو دوس دارمفقط تورو دوس دارم تو هرجوری باشی خوب یا بد تورو دوس دارم با این دل وامونده که پیش تو جامونده که میتپبه واست من فقط تورو دوس دارم #سیناشعبانخانی _____________________ و دوباره صبح و دوباره پنجره از دیشب هزار بار اومدم بنویسم و جمع نشده به جاش آهنگی که دارم از دیشب گوش میدم:)
ماه عسل؟؟؟؟ - تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 17:26
ماحصل یا به قول بعضیا که بلد نیستن ماه عسل هزار بار نوشتنو ثبت نکردن این شد که جمعه رو هستیم همینجا چون میخوان عقد کننو پدر هم گویا احوالش بهتره...و قضیه صحبت کردن میلاد هم میفته برای بعد از سفر. و... امشب با آقای برادر رفتم بیرون! تقریبا اولین بار بود که اینجوری باهم میرفتیم بیرونبه من که خیلی چسبی
بدم میاد - تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 17:26
پندانه:رفیق خوب نیس، هرچیزی شبیه به رفیق حتی، یه روزی میرن و نیستن دیگه، و اگه به این رفتنه عادت نداشته باشی رو مخته هربار رفتنِ یکی که بودنش رو دوس داشتی، تازه رفتن هم داریم تا رفتناومدم بنویسم خوبه که دنیای من خلوته دیدم نخیر، زیادم خلوت نیس، بدجور هم بودن هاش با کیفیته، چه جدایی های عظیمی در راه ...
خفا! - تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 17:26
به من گفته فلش فلان طور آماده کنرفتیم خونشون میگن فلش اوکی شده اومدم خونه پیام دادم چرا وقتی فلش هست من بیارم؟ میگه من خودم بهشون گفتم آهنگ حله شما کارتو انجام بده خواهرجان +نگرانه و منم نگران کرد ولی مجبورم بگم انشالله چیزی نمیشه...اما میترسم خیلی هم زیاد +هرجایی لباس مناسب خودشو بپوش توروخدا
یه روز نسبتا عاولی - تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 17:26
جمعه ۱۳ مرداد از روز های سخت اما فوق العاده دوس داشتنی:)من بی خوابی زده بود به سرم و با وجود چشم دردی که به علت نخوابیدن سراغم اومده بود اما تلاش برای خواب بی فایده و زجر اور:) تا ظهر و بعد یه سر برای چیدن میز رفتنو... عصر به بعد هم فقط هیجان و شادی و... این طرف یه اتاق فاجعه، با کلی کار، برای ساعت

برچسب‌های مرتبط

تظاهرات بی حجابی | تظاهرات بی حجاب ها | این منم بی تظاهر | تظاهرات غزه | نگران مني به تو قرصه دلم | نگران مني به تو قرص دلم | نگران مني نگران توام | تو نگران مني مرتضي پاشايي | تو نگران مني | زدبازی تولدمه سلامتی پدرم