نوشتم فردا روز تنهاییست اما تنهایی از دو ساعت بعدش شروع شد
حالا دختر مسئولیت پذیر کیست؟
الان عرض میکنم
دختری که از ساعت ۳ داره میمیره برای خواب اما میترسه صبح اقای برادرش به هرنحوی(ممکنه به هرحال) خواب بمونه و اون مردن رو تحمل میکنه و تازه میره برای شازده پوره سیب زمینی درست میکنه که با سس(هزار جزیره
) براش ساندویچ درست کنه و چای دم کنه بعد وقتی آقا تشریف بردن به مامانش اس بده که همه چیز تحت کنترله و بره بخوابه
ولی نکته ی منفی ماجرا این بود که من با این سن تا حالا ساندویچ درست نکرده بودم
چراااا واقعا؟
+نشستم منتظرم که ساعت ۶:۳۰ بشه، اما نمیگذره لعنتی
حالا همین ساعت اگه من نمیخواستم ۶:۳۰ بشه.......
برچسب: خواهرانه,
نویسنده: رها فرهادی