+ریختن موهام،خیلی تلاش کردم یه کاری کنم نریزه،نه که بگم هر راهیو رفتم نه اما خیلی کارا کردم، نشد، الان که بلند شدمو دستمو از پشت رسوندم به موهام و یه عالمه موی کنده شده رو کشیدم بیرون، تصمیم گرفتم بیخیالش شم،وقتی هرثانیه با کوچیکترین فکری بغض به سرم فشار میاره،شاید با هربغض کلی مو کنده میشه، هه، حتما همینه،مهم نیس، اینم مثل خیلی چیزای دیگه!دو روزه که خودممو خودم، صدا ازم درنمیاد، خونه هم بدون من چه سوتوکوره هه! از آزار دادن خودم دارم لذت میبرم، یه لذت بی رحمانه
+از بهارو تابستون متنفرم
از این اتاق لعنتی که انگار دیواری بینش با واحد بغلی وجود نداره متنفرم
نمیدونم چرا نمیفهمن که باید ساکت باشن؟ چرا نمیفهمن صداشون آزاردهندس؟
+کدوم اختیار؟ وقتی مجبوری ادامه بدی
برچسب:
نویسنده: رها فرهادی
تاريخ: شنبه
27 خرداد
1396 ساعت: 4:59