که آدم احساس میکنه هیییییچ راهی نمونده و دلش دیگه فردارو نمیخواد
متنفرم...
+تصور کن چندتا بازی داری تو گوشیت، بعضی بازی ها تفننی هستن، بعضی بازی ها سختن اما مراحل رو بالاخره رد میکنی حتی با یدونه ستاره، حالا یکی دوتا بازی هم هستن که رسیدی به یه مرحله ی سخت و هرچقدرررر دوباره شروع میکنی که رد شی نمیتونی،از یه جایی به بعد هم دیگه مطمئنی که نمیتونی و فقط بازی رو بی انگیزه تکرار میکنی ،اگه آدمی نباشی که از رو گوشیت پاکش کنی میشه یه تصویر عصبی کننده بین آیکون ها
حالا به جای گوشی زندگی و به جای بازی ها اتفاقاتش رو قرار بده
من از بی عرضه بودن همیشه نفرت داشتم، با این حساب الان از خودم بیزاااااااااارم
برچسب:
نویسنده: رها فرهادی