خرید بک لینک
دلتنگیم رو برای نوشتن ابراز کردم اما پستش رو حذف کردم

این حضور فقط برای یادداشت ذره ای از حدود 22 روز پر اتفاقم

+تعطیلی وبلاگ توی یک روز با یک حال داغون فکر میکنم 22 تیر همزمان با اولین روزی که برنامه خواب من به نرمال ترین حالت تبدیل شده بود(بعد از دو روز بیداری اجباری)

+25 تیر روز جمعه ای که چیزی ندارم درموردش بنویسم

+هفته ی خاکستری بعد از اون جمعه که چیز زیادی ازش یادم نیس جز تو لاک خودم بودن

+پنجشنبه اون هفته،صبح،تلفن،همون خبر بدی که از شنیدنش میترسیدم

+تا شب خونه عمه بودن بدون وجود خودش و فقط بغض و درد گلو و قفسه سینه و دیدن خیلی صحنه ها

+شروع شدن مجدد بی خوابی ها

+روزهای بعدش به همین روال و مدام ثبت شدن عکس هایی که من نمیخوامشون

+سه شنبه بعد، با هانیه گذروندن و یک مدل تنوع!

+جمعه ، هفتم ، و دوباره دیدن خیلی چیزها

+10 مرداد شب با برادر خونه عمه خوابیدن

+امروز 13 مرداد سالگرد 13 مرداد 91 یکی از بهترین روزهای زندگی من

+یه چیزایی عجیب یادم میمونه

+تو یک حالت خلسه قرار دارم همراه ترس

+آنیتارو دیشب بردم آب بازی کرد(حتما باید مینوشتم)

+از حال خودم میترسم:|

برچسب: نویسنده: رها فرهادی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 20:18

صفحه بندی