اولش حس کردم خب الان باید بگم اوکی میریم(حالتی دقیقا اجباری و با عذاب) بعد یه ذره دقت کردم دیدم من همیشه عین خلا فکر میکنم باید راحتی بقیه رو تحت هر شرایطی انتخاب کنم، خب وقتی که من نه به لحاظ روحی آمادگی دارم فردا صبح برم دندون پزشکی و نه حتی به لحاظ جسمی، چرا انقد از "نه" گفتن حس شرمندگی دارم؟ مگه قراره برام صلواتی دندون درست کنه؟ خلاصه گفتم "نه"
از این به بعد، درواقع دو هفته ای میشه که تصمیم گرفتم جایی یا کاری اگر باعث آزار خودم بود، به خاطر یه نفر دیگه اونم از نوع غیر عزیزش،خودمو به زحمت نندازم
+نسبت به "تصمیم" حس تنفر دارم، ولی هنوز نمیتونم تصمیم نگیرم
برچسب:
نویسنده: رها فرهادی