دلخوشی - تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 12:33
شنیدی میگن "دلت باید خوش باشه"؟ نه که ناشکری کنم ها، اصلا شاید حق نوشتن همچین پستی رو هم نداشته باشم امشب باید حال من خیلی خوب میبود میدونی که دو ساله میخوام گوشیمو عوض کنم ولی به یک دلیل مزخرف این کارو انجام ندادم،تا؟ امشب اره امشب یه گوشی شاخ دستمه و احتمالا این اخرین پستم با این گوشی داغون باشه ا...
تصمیم کبری - تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 12:32
فردا، یا اصلا بهتره بگم الان،شنبه س و اول ماه،یعنی چی؟یعنی امشب خوراک تصمیم گرفتنه بیا با هم تصمیم بگیریم خب:/ اخه تصمیم تنهایی حال نمیده +از اون شب هاست که اگه ولم کنن بی وقفه چرتوپرت میتونم بگم،از همون شبایی که بعد از ۴۰ ساعت بیداری بازم انگار نمیشه خوابید اززز همون شبای کسل کننده راستی چقدر بده ک...
وقت ازاد خر است - تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 5:31
هه فک کن عمیقا دلت سورپرایز شدن بخواد ولی حتی یه گزینه هم تو ذهنت نیاد که ممکنه باهاش سورپرایز بشی حالا چرا سورپرایز؟ حقیقت اینه که دلم هیجان خوشمزه و قند تو دل آب شدن میخواد و سورپرایز شدن مثالش بود حالا چی قند تو دل من آب میکنه اصلا؟ یعنی انسان چقدر باید بدبخت باشه که فرصت برای فکر کردن داشته باشه...
دوست خوبم:) - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 19:40
هیچی بهتر از داشتن یک دوست انرژی مثبت نیست که بعد از شنیدن حرفاش از خر شیطون بیای پایین و به جای خوابیدن رو سیم خار دار (داستان چند پست قبل) خوابیدن در یک جای گرمو نرم رو انتخاب کنی +فعلا که موجم تقریبا مثبته تا ببینیم فردا چه میشودددد
تصااااادف - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 1:14
در پی اتفاقی که امشب در حال بستنی خوردن تو ماشین نظاره گرش بودم دارم فکر میکنم اینکه یه دختر همسن من بتونه در مواقع خاص مثل تصادف، خیلی قلدرانه رفتار کنه خوبه یا بد؟ نظر دلم اینه که نه خوب نیس علتشم قطعا اینه که همچین رفتاری برای یه خانوم در خانواده ما بد بوده و من تو این جو بزرگ شدم اما نظر عقلم می...
باید گفت:| - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 4:22
به یه عده هم باید گفت ما نخوایم شما فکر ازدواج بنده باشی باید کیو ببینیم؟ یعنی باید گفــــــــــــــــــــــــــــت ها
آقای برادر خودم - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 23:54
اصلا چی از این خوشمزه تر که آقای برادر آدم از کلاس برگرده و یه عروسک پشتش قایم کرده باشه و برای من خریده باشه و من با هزار تا شاخ متعجب با تمام وجودم خوشحال بشم از این حرکت:) یک "اولین" بامزه!
تفاوت های نفرت انگیز - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 11:16
نوشته بود همسرش(معلوم نیس خانم بود یا آقا) آرترز داره و درد خیلی شدیدی رو تحمل میکنه و هزینه درمانش سه میلیون هست اما ندارن، میخواست بپرسه دارویی وجود داره که دردشو کمتر کنه؟ از دیشب رفته تو مخم از زندگی خودم متنفر شدم +اصلا معنیش این نیس که اولین باره با همچین موردی برخورد میکنم،فقط ایندفه به طرز ع...
شب های زبر:| - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 18:03
اصلا تو چه میدانی "واااای دوباره شب" یعنی چه والاااا (همینجوری این جمله مونده بوووود تو دلم) +هوا یه جور دوست نداشتنی سرد شده و همین اول کاری اعصابمو بهم ریخته سردی دستام:(
بلاگفا است دیگر - تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 23:10
هه دقیقا دیشب که دلم میخواست بنویسم بلاگفا دلش میخواست اجازه نده
خانه پدری است دیگر - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 15:09
خانه پدری!!! جای بدی نیست فقط گاهی پیش میاد که حالت به هر دلیلی خوب نیست و یا شاید تا صبح بیدار بودی اما وقتی ظهر میان خونه و میبینن خوابی با چکش میفتن به جون اعصابت که از دکتر فلانی وقت میگیرم برای فردا(با لحن تهدید خوانده شود) فلان میکنمو بهمان میکنمو تو فلانی و تو بهمانی و... خوب که ته مونده اعصا...
آی ام فداکار - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 22:11
فداکاری محسوب نمیشه ها مثل اینه که یه نفر سیگار رو ترک کنه به خاطر هم خونه ش درسته ظاهرا به خاطر یکی دیگس اما خب واسه خودشم عالیه اما به شدت احساس فداکار بودن میکنم سر چی؟ دست کشیدن از هر از گاهی خندیدن با این حال فعلا که هنوز در هوا به سر میبرم و چیزی حس نمیشه +تو خونه تنها بودن و شنیدن یه صداهایی ...
آره دیگه اینجوری - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 22:11
...
احوال گنگ - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 10:11
هه بالای بیست بار شده نوشتن هایی که بیخیالشون شدم اصلا نمیدونم کی بیخ گردن من چاقو گذاشته گفته بنویس؟ یا برعکس، کی گفته اگه هرچی دوس داری بنویسی وای به حالت؟ چرا نباید بنویسم یک چیزی جدیدا کمه؟ چرا نباید بنویسم حالم دلیلی برای بد بودن نداره پس چرا من عالی نیستم؟ حسی دارم شبیه به سیری! سیر بودن هم نه...
پکر - تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 23:55
من امشب عصبانیم:| کاش راهی برای فرار موجود بود یا برای دااااااااد زدن حتی +اینکه عادت به شنیدن حرف نامربوط نداشته باشی خیلی سخته، چون وقتی میشنوی میشی مثل الان من ای کاش سطح فکر آدم ها زیاااااااااد از هم دور نبود، یا حداقل هرکسی حدو حدود خودش رو میدونست
تفاوت داره - تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 21:48
یادته میگفتم تقویم و ماه و هفته و...همش کشکه؟ الان حرفمو پس میگیرم
لجبازی - تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 16:11
این مدت و نوشته هایی که نیمه کاره رها شدن بهم ثابت کرد فعلا باید دور یه مدل حرفایی رو خط بکشم خب زیادم مهم نیست، اصلا بنویسم چی شد که چی بشه؟ الان غروب اولین روز پاییز هست و من تا دقایقی دیگر تنها میشم تو خونه ولی یک تنهایی خوب،و شاید با تصمیماتی از روی عصبانیت چقدر راحت میشه با یک حرف منو بهم ریخت ...
منقبض نوشت - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 20:19
نمیدونم چرا بی اختیار وای فای روشن میشه بی اختیار میام تو این بلاگفای لعنتی وقتی تلفن 3 بار پشت سرهم زنگ میزنه فرقی نداره کی پشت خط باشه ،آدم نگران میشه نگران از شنیدن خبر بد:( ولی خب وقتی میفهمم به یک دلیل کاملا مسخره اینطور پشت سر هم زنگ خورده واقعا عصبی میشم +یک وقت هایی، آدم ها، دوست دارن که، هم...
نکته پند آموز - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 20:18
نوشته بود که، برای رسیدن به هدفت قبلش یه کاری بکن چون اگه بگی بعدش، انگیزت رو از دست میدی مثلا گوسفندهاش رو داد تا بره به گنجش برسه ، نه اینکه اول بخواد به گنجش برسه بعد هزینه ای پرداخت کنه به نظرت من اهل پیش پرداخت هستم آیا؟؟؟؟ +انقد که من وقتی عصبانی یا ناراحتم تو خونه هوامو دارن و ازم حساب میبرن ...
بی مکث نوشت - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 20:18
به حول و قوه الهی حالا میخوایم اصن نخوابیم ولی هی یه چیزی میگه لالاااا بگذریم از وضع بسیار قاراشمیش یا غاراشمیش حال حاضر ماه رمضون در چشم برهم زدنی رفت، اصن همین دیروز بود من تو مطب دندون پزشکی اون آقاهه رفته بودم واسه تایید بیمه(یه همچین چیزی) و قسمت اول ماه عسل رو در تی وی مطب مشاهده نمودم گفتم عه...

برچسب‌های مرتبط

تظاهرات بی حجابی | تظاهرات بی حجاب ها | این منم بی تظاهر | تظاهرات غزه | نگران مني به تو قرصه دلم | نگران مني به تو قرص دلم | نگران مني نگران توام | تو نگران مني مرتضي پاشايي | تو نگران مني | زدبازی تولدمه سلامتی پدرم